نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غریب آقا تو رو کشتنت یه عدّه نانجیب آقا بمیرم برات که موندی بیحبیب آقا تویِ قتلگاه پیچیده عطر سیب آقا با پا میزد یه حرومی ضربههاشو از قفا میزد مادرت یه گوشهای تو رو صدا میزد یه پیرمرد با عصا میزد جفا کردن با لبای تشنه راس تو جدا کردن همه عقدههامو سرِ تو وا کردن تیر و نیزهها رو تو تنت جا کردن سرو بردن بمیرم که یادگار مادر بردن نانجیبا پیرهن و انگشتر بردن روی نی سر علی اصغر بردن جنایت شد تو خیمههای عمّهها قیامت شد به مخدّرات و اهل بیت جسارت شد قسمت زنا و بچّهها اسارت شد کتک خوردن هر جایی که اسم تو به زیر لب بردن رو به روی نیزهی تو عمّهها مردن زنا و بچّهی تو رو غریب گیر آوردن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد