نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غرور کودکی ام را به خنده پا نزنید ... سرش شکست ، بزرگ قبیله را نزنید ... هزار و نهصد و پنجاه زخم خورده تنش ... به زور بر تن صد پاره نیزه جا نزنید ... حیا کنید غریبه است نامسلمان ها ... گرفته روی لبش ذکر ربنا نزنید ... نگاه خواهر آواره اش به گوداله ... به خاطر دل او با سر و صدا نزنید ... هنوز مانده کسی پیش مرگ او باشد ... مرا نکشته به او تیر بی هوا نزنید ... تمام آبرویم دست های لاغرم است ... که می کنم سپر جان یار پا نزنید ... مقابلش به گلویم سه شعبه را بزنید ... مقابلم به تن زخمی اش عصا نزنید ... هزار بار مرا ذبح از قفا بکنید ... سر عزیز خدا را توروخدا نزنید ... ***** متن دودمه : دست هایم را سپر کردم برای حنجرت ... ای به قربان سرت ، حسین ... دست من افتاد ، افتادم به یاد مادرت ... ای به قربان سرت ، حسین ... عمو حسین ، عمو حسین ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد