نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علی العباس واویلا، حسین تنهاس واویلا عطش مثل آتیشه، لبا از خون تر میشه تو این هرم بی تابی، چشا دریاس واویلا شده مادر آواره، علی اصغر تب داره تو گهواره ش بی هوشه، حرم غوغاست واویلا زمین بوی خون می ده، داره زینب جون می ده با این حال بی تابش، مث زهراس واویلا چشم زینب گریونه،حسینش سرگردونه عزادار یاراشه، دیگه تنهاس واویلا تو كنون خفته ای اندر بر من داده پیغام به تو دختر من گر نشد آب میسر گردد گو عمو خود به حرم برگردد تو بگو من چه بگویم به جواب كه ببیند نه عمو هست و نه آب به سرم بود بیاید به سرم ام بنین مادرت فاطمه آمد عوض مادر من پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا قدمی رنجه كن و پای بنه بر سر من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد