نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عجب حکایتی چه بوی غربتی داداش عجب غمی عجب مصیبتی باور نمیکنم اینجا پایان راه ما باشه فرزند فاطمه بودن تنها گناه ما باشه دلم گرفته بگو اومدیم کجا میدونم اینجا شروع میشه ماجرا اعوذُ بالله من الکرب و البلا "اَعوذُ بِالله مِنَ الکربِ و البَلا" *** دل حرم شکست به موج غم نشست به روی قافله کی بود که راهو بست بغض علی تو دل هاشون روی لب ها ذکر تکبیره مهمون نوازی کوفه با تیغ و سنگ و شمشیره امان از این قوم از این قوم بی وفا میترسیم از این نگاهای بی حیا اعوذُ بالله من الکرب و البلا "اَعوذُ بِالله مِنَ الکربِ و البَلا" *** همیشه از قدیم با هم قدم زدیم تو خاک کربلا با هم حرم زدیم بوی جدایی پیچید و روزای ما همه شب شد از وقتی اومدیم اینجا دلشوره سهم زینب شد یه روز همینجا تو میشی ازم جدا یه روزی میره سرت روی نیزه ها اعوذُ بالله من الکرب و البلا "اَعوذُ بِالله مِنَ الکربِ و البَلا" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد