تصویر محسن عرب‌ خالقی - صدای پای خدا می‌رسد به گوش بیا

صدای پای خدا می‌رسد به گوش بیا

[ محسن عرب‌ خالقی ]
صدای پای خدا، می‌رسد به گوش بیا
سبو به دست و غزل‌خوان و باده نوش بیا

بگیر بیرق میخانه را به دوش بیا
به بزمِ آمدنِ پیرِ مِی فروش بیا

دوباره صحبت هَل مِن مَزید آمده است
خدای عشق، در انسان پدید آمده است

دویده جوشش شعری جدید می‌آید
به قفل بسته‌ی دل‌ها، کلید می‌آید

کسی که دل به هوایش تپید، می‌آید
خبر دهید به فطرس، امید می‌آید

بیا که یأسِ مرام خدا فروخته‌هاست
شب رسیدن آقایِ بال سوخته‌هاست

به تشنه‌ای که به دام سراب افتاده‌
بگو که کشتی رحمت، به آب افتاده

فقط نه از سر فطرس عذاب افتاده‌
دهان هرچه گنهکار، آب افتاده‌

پیاله‌ها همه از این شراب، پر شده است
به هر کسی که نظر کرده است، حر شده است

(ز عرش گفت، خداوندِ قادرِ منّان
خموش باش جهنّم، که سوّم شعبان

جای آتش تو کرده، رحمتم طغیان
حسین مانَد و بس، کلُّ من علیها فان) ۲

بگو رسول، به این خلقِ تا ابد گمراه
که من احبّ حسینا، فقد احبَّ الله

(لبم از هرچه به جز نامِ امامم خاموش
آتش عشق نشد یک دم از این دم خاموش

گرچه یک لحظه نبوده است به عالم خاموش
از قدومش شد یک روز جهنّم خاموش

در امالی خودش شیخ صدوق آورده است
روز میلاد حسین آتش دوزخ سرد است

خاموش نکن آتش افروخته‌ام را
بگذار بسوزم که بسوزم که بسوزم


(اگر چه شیر، ز انگشت وحی می‌نوشد) ۲
و جبرئیل، به جسمش، لباس می‌پوشد

شهنشه است، ولی با غلام می‌جوشد
مرا بخاطر روی سیاه، نفروشد

(گرچه سیه رو شده‌ام غلام تو هستم
خواجه مگر بنده‌ی سیاه ندارد) 
(رو سیاهی زیاد هم بد نیست
در زمستان به کار می‌آید

بدم امّا همیشه اربابم
با غلامش کنار می‌آید)


خدا کند که مرا، عاقبت به‌خیر کند
فدایی وهب و مسلم و بُرِیر کند

مرا نگاه، چو راهب میان دِیر کند
به خیمه‌اش بکشاند مرا، زُهِیر کند

چنان حبیب در این خانه، موسپید شوم
شبیه جون روی زانویش شهید شوم

(به سرازیری باب القبله
تو سرازیری قبرم آقا، من تنها نگذار

به شلوغیه شبِ میلادت 
تو شلوغیه قیامت جانا، منو تنها نگذار

منو تنها نگذار من از این تنهایی می‌ترسم
منو تنها نگذار بی تو از هرجایی می‌ترسم
آبروداری کن که من از رسوایی، می‌ترسم

آبروی دو عالم۳

از گونه‌ی خود پاک نکن اشکت را
بگذار که این اشک تو را پاک کند

 اگر نبود حسینیه، ما کجا بودیم
چنان کبوتر صد بام و، صد هوا بودیم

هزار شکر که با او، از ابتدا بودیم
شبِ ولادتش، ای کاش کربلا بودیم

نشد کنار تو باشیم، از بد اقبالی‌ست
دم ضریح تو صد حیف، جایِ ما خالی‌ست

به سیل اشک عزادارها دعا فرما
دیار و خاکِ مرا عاری از بلا فرما

و مردمم را از بند غم رها فرما
فقط غم خود را به ما عطا فرما

به دام سیل اگر این دیار افتاد‌ست
به دست سینه‌ زنانت دوباره آباد است

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های محسن عرب‌ خالقی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد