نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای دل زمان هجر به پایان رسیده است دور وصال حضرت جانان رسیده است گُل کرده طبع طوطی اشعار من که باز فیض جمالِ گل به گلستان رسیده است هم سرخوشم که تاج سرم جلوهگر شده هم مست اینکه سوّم شعبان رسیده است بدرُ الدُّجای عرش ، در عالم ظهور کرد شمسُ الضُّحای روضهی رضوان رسیده است بعد از حسن که لؤلؤ بیتُ العقیق شد نوبت به جلوه کردن مرجان رسیده است خلقت گرفته جان که درون رگِ حیات خونِ شریف ایزدِ منّان رسیده است از رحمت کسی که خودش رحمت خداست لطف خدا به خلق دو چندان رسیده است بر بال جبرئیل ، به عنوان رو نماش آیات سرخ فجر به قرآن رسیده است دوران پر شکستگیات رو به خاتمه ست فُطرُس بیا که نوبت درمان رسیده است چیزی کم از خزانهی لطفش نمیشود گر چه نیازمند ، فراوان رسیده است در چشم تک تکِ شهدا برق شادی است سالارشان ، امام شهیدان رسیده است هارونِ مصطفای نبی ، یا اَباشُبیر در خانهی تو آمده از عرش ، کلّ خیر ریحانهی مطهّرهی خَتمُ الانبیا ای از اَلَست ، مادر سلطان اولیا بانو ، ظهور نور دو عِینت ، مبارکت بوسیدن جمال حسینت ، مبارکت زهرا، عروس بِنتِ اَسد ، زوجةُ الاَسد از عطر سیبِ سرخِ تو مستیم تا ابد مولود گریه ، بر رُخ طاها نگاه کن اشک پدر بزرگ خودت را نگاه کن غوغا شده درون دلِ پُر خروش تو گفته نبی اذان و اقامه به گوش تو یاد از خدای لَم یَزَلَت میکند حسن با ذوق و شوق تا بغلت میکند حسن رویت لطیف چون گل سرخ محمّدی دستار تو سیاه نه سبزِ زِبَرجَدی سوگند بر علی که ولیّ دو عالم است نام تو یا حسین همان اسم اعظم است هر دل که زنده میشود از ذکر یا حسین شَک میکند در این که تو باشی خدا ، حسین عمریست گفته است به کرّات و باز هم در مجلس سُرور تو قلبم گرفته دَم ای دل بگیر دامن سلطان اولیا یعنی حسینِ بنِ علی شاه کربلا حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد