نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیراهه رفتهاید اگر ای رودهای اشک راهی شوید، حضرت دریا رسیده است دنبال کاروان ملائک پریده بود جا مانده بِین راه دلم یا رسیده است؟ شوق دلم نه شوق شفا مثل فطرس است میلش فقط در آن هوا دو سه جرعه تنفس است در آن هوا که بوی خدا میرسد از آن در خانهای که نور دعا میرسد از آن اطراف ماهوارهی طفلی که نیمهشب لالای جبرئیل خدا میرسد از آن در خانهای که فاطمه در آن نفس کشید آنجا که عطر آلعبا میرسد از آن در پشت درب خانهی زهرا نشستهایم نجوای چند مرد گدا میرسد از آن این خانهی علیست، پسردار گشته است آخر چرا صدای گریه چرا میرسد از آن؟ شاید صدای گریهی، نه کودکانه نیست جز یا حسین زمزمهی اهل خانه نیست زهرا تمام مدت حمل تو گریه کرد شادی چنین بروز کند، غم چه میکند؟ دنیا به دام نام حسین افتاده است دل نیست آن دلی که به او دل نداده است بیاختیار عاشق اویی اگر بدان کار خداست، عشق به او بیاراده است * * * * میترسم اگر دوا بگیرم بروم از دست شما که پا بگیرم، بروم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد