نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(شد روضهی من ذِبحُ العظیمی آخر تموم شد درد یتیمی)۲ قاسم ز خجلت شد دیگه راحت از دوشت افتاد بار امانت عمو بیا که قاسمت جا مونده زیر دست و پا برای بردن تنم بیار یه چند تا بوریا من اِرباً اِربا شدهام ولی به روی خاک غم یه کاری کرده نعل اسب شکل تنم ریخته بههم سخته که پیشم دیگه نباشی ای گل نمیخوام پیشم تو باشی چیزی نمونده این عقده وا شه (کم مونده زخمام از هم جدا شه) بههم نمیریخت تن تو اگه زره بود به تنت شکر خدا حداقل تو تنته پیرُهنت (کاشکی بمیرم برای شبیه زهرا شدنت)۲ تقصیر نعل مرکبه همقد سقا شدنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد