تصویر حنیف طاهری - شباهنگام سر زد جامه‌ی مهر جهان‌آرا

شباهنگام سر زد جامه‌ی مهر جهان‌آرا

[ حنیف طاهری ]
شباهنگام سر زد جامه‌ی مهر جهان‌آرا
که روشن بر رخش گردید چشم یوسف زهرا

زهی بر دامن پاکیزه‌ی آن مام ایرانی
کز آن با رنگ و بوی یا و سین سر زد گل طاها

شب پنجم ز شعبان بود کز آن اختر عصمت
تجلّی کرد ماه چهارده بر عرصه‌ی دنیا

تو گویی آمنه آورده احمد باز در یثرب
و یا بنت اسد، زاده علیِ عالی اعلا

ولی الله اعظم قطب عرفان، کعبه‌ی ایمان
که زین العابدینش خواند ذات خالق یکتا

حسین بن علی را ذات یزدان داد فرزندی
رسول الله پا تا سر، ولی الله سر تا پا

علّی دوم و مولای چهارم آیت پنجم
سه روح و پنج حس در شش جهت عبدند و او مولا

زبان در مدح او اَلکَن قلم در وصف او عاجز
کلام از نعت او کوته کمال از حدّ او اعمی

هم او اوّل هم او آخر، هم او ظاهر هم او باطن
هم او ممکن هم او واجب، هم او پنهان هم او پیدا

کفی از کفه‌ی لطفش فزون از دامن خشکی
نَمی از چشمه‌ی جودش برون از وسعت دریا

زهی معراج عرفانی که کرد آن احمد ثانی
سوار ناقه‌ با سیر فسبحان الذی اَسری

فلک در ظلّ دیوارش، ملک شیدای دیدارش
دو صد یوسف به بازارش، به نقد جان همی پویا

(شنیدی زاده‌ی عبدالملک را می‌نشد ممکن
حجر را استلام آرَد معطل ماند ساعت‌ها) ۲

به ناگه آفتاب فاطمه تابید در کعبه
مطاف حاجیان گردید ماه روی آن مولا

مقام آمد سرافرازش حجر هر سو به پروازش
که ای دست خدا دست نوازش بر سرم بگشا

همه حجّاج حیرانش، همه خدّام مبهوتش
یکی گفتا هُشاما کیست این عبد خدا سیما؟

به پاسخ آن سیه دل خویشتن را زد به نادانی
اگر چه بود بیش از دیگران قدر و را دانا

تجاهل زاده عبدالملک چون کرد، در آن دم
فرزدق شاعر آزاده جَست از جا سپند آسا

سراپا رعد گشت و از درون فریاد زد: هی هی
همه عالم شناسندش تو چون نشناختی او را؟

تو چون نشناختی او را به حقِ حق شناسندش
مقام و زمزم و بیت و صفا و مروه و مسعی

ز جاه او بُوَد واقف، به قدر او بُوَد عارف
بیابان‌های یثرب، قلّه‌های وادی بطحا

سراسر ریگ‌های وادی مشعر ستایندش
که این است این فروغ دیده‌ی پیغمبر و زهرا

مطاف و ناودان و حجر و رکن و حرم یک یک
به قدر او همه هستند عارف بیشتر از ما

امام عالمین است این، نبّی را نور عین است این
علی بن الحسین است این، زهی ابناء زهی آبا

رسول و مرتضی جدّش، امام مجتبی عمّش
بتول اطهرش مادر، حسین بن علی بابا

ولی‌الله دانندش، جمال‌الله خوانندش
ملک بر قلّه گردون، سمک در دامن دریا

نگردد بی‌ولای او قبولِ کبریای او
نماز و روزه و حج و جهاد و طاعت و تقوا

(فرزدق پیش دشمن گفت مدح دوست را میثم
محبّت امتحان خواهد، نه تنها دعوی بی‌جا) ۲

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد