نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غم شده بر سرم آوار برادر دیدی شدهام دست به دیوار برادر دیدی پا به پای لب تو شمر مرا هم میزد خوردهام سیلی بسیار برادر دیدی به نشان دادن انگشرت غارت شدهام ساربان میکند اصرار برادر دیدی دیدن منزلش آه عجب سنگین است همه گفتند به لبخند که زینب این است چادرش را که ندادند بگیرد به سرش موقع رد شدن از جمع سرش پائین است جلوی قافله گهواره نشان میدادند همهاش زیر سر حرملهی بیدین است یک نفر گفت که سنگش بزن او خارجی است آن یکی گفت که نانش بده او مسکین است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد