نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در آن نفَس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم *** دست و پا میزدی و پا به سرت خورد حسین نیزهای آمد و روی جگرت خورد حسین چشمت افتاد به مادر که پریشان شده بود چکمهای آمد و بر چشم ترَت خورد حسین *** امیدواریَم این است بعدِ مردن من نماز میّت ما را حسین میخواند برای لحظهی تلقین تکانمان با اوست به هوش باش دعا را حسین میخواند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد