نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب خبر رسید که سلطان رسیده است روحی برای باطنِ قرآن رسیده است باید عقیق سرخ تراشد برای او زیرا خبر به گوش سلیمان رسیده است قُنداقهاش ز بال ملائک درست شد چون مرغِ وحی، مست و غزلخوان رسیده است گویا فلَک شنیده «أنَا مِن حُسین» را حتماً به خانهی نبوی، جان رسیده است بخشیده میشوند از امشب تمامِ خلق نوری ز نورِ خالقِ انسان رسیده است وقتی که جبرئیل به آدم رسید، گفت آدم بیا، مُسبِّبِ احسان رسیده است گویا ز عرش روی زمین رحمت آمده شاهی رحیم آمده، بیمنّت آمده ***** فُطرس رسیده تا که مهیا شود پَرَش باید سلام را برساند به محضرش عیسی و نوح و آدم و حتّی خلیلها پیشش رسیدهاند که گردند نوکرش باید خدا به خویش ببالد که بر زمین از سمتِ عرش آمده یک نور دیگرش دودی ز خانه سمتِ سماوات میرود زیرا که دود میکند اسفند، مادرش شاید به یُمن او صدقه میدهد به ما بابابزرگ او، پدرش یا برادرش وقتش رسیده من سرِ خود را نشان دهَم واجب بُوَد که ذبح شود در مقابلش اصلاً فدای خانهی او، خانوادهام باشد برای خانهی او، خانوادهام ***** چون محتشم نوشتهام اوّل غزل حسین حَیّ علَی الحسین که خَیرُالعمل حسین من از قدیم نوکر این شاه بودهام دل را ز من گرفته به روز ازَل حسین با یک نگاه او گنهِ من ثواب شد دریای شور را بکُند چون عسل حسین بیخود که نیست سجدهی خود سوی او کنم زیرا برای من شده از حق بدل حسین فردا دوباره سوی خدا توبه میکنم امشب خدای من شده در این غزل حسین امشب بگویم آنکه مرا بنده کرده کیست روز اَلَست داده نشان او که مَرد کیست هر که با هر لهجهای آید به سویت، میخری در حرم میگفت شخصی با زبان آذری جان حسین، جانان حسین جانیم سَنَه قوربان حسین ؟؟؟ ***** دلم یه کربلا میخواد یه گنبدِ طلا میخواد ... شام میلاد تو ما خرسندیم دست بر دامن تو افکندیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد