نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(شبِ جمعه بود، مادرم میگفت این نوحه رو بدید مُقبِل بنویسه بیحیا قاتل افتاده شاه در مشکل) ۲ (عذاب میدن حتی به مَرکَبهاشون آب میدن) ۲ سرت جنگه (تشنه سَر میبُرَّن که وقت تنگه) ۲ شبِ جمعه بود، مادرم میگفت این روضه رو بدید رَیّان بگه از سَرِ به خون قَلتان عَطشان بدتره یا عُریان چه نامردن سخته آب از دشمن، طَلَب کردن جواب سنگه تشنه سَر میبُرَّن که وقت تنگه شبِ جمعه بود، مادرم میگفت این نوحه رو بدید مُقبِل بنویسه بیحیا قاتل افتاده شاه در مشکل (عذاب میدن حتی به مَرکَبهاشون آب میدن) ۲ سرت جنگه تشنه سَر میبُرَّن که وقت تنگه (شبِ جمعه بود، مادرم میگفت سَهمِ مُحتَشَم رو هم بردار بگه از تنی که شد نیزار نِیزه بدتره یا مِسمار) ۲ (زمینخورده پیرهنت زیرِ نِیزه، چین خورده) ۲ پُر از جنگه تشنه سَر میبُرَّن که وقت تنگه (حسین، آقام آقام آقام، آقام آقم آقام آقام آقام آقام، حسین) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد