شب جمعه بود
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن27
بازدید16.6K
شب جمعه بود، مادرم میگفت این نوحه رو بدید مُقبِل بنویسه بی حیا قاتل افتاده شاه در مشکل عذاب میدن حتی به مرکبهاشون آب میدن سرت جنگه تشنه سر میبُرَن، که وقت تنگه حسین آقام آقام آقام آقام... وای زینب زینب زینب زینب... شب جمعه بود، مادرم میگفت این روضه رو بدید رَیان بگه از تنِ به خون غَلتان عطشان بدترِ یا عُریان (چه نامردن سخته آب از دشمن طلب کردن)۲ جواب سنگه تشنه سر میبُرَن که وقت تنگه حسین آقام آقام آقام...