نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب جمعه بود، مادرم میگفت این نوحه رو بدید مُقبِل بنویسه بی حیا قاتل افتاده شاه در مشکل عذاب میدن حتی به مرکبهاشون آب میدن سرت جنگه تشنه سر میبُرَن، که وقت تنگه حسین آقام آقام آقام آقام... وای زینب زینب زینب زینب... شب جمعه بود، مادرم میگفت این روضه رو بدید رَیان بگه از تنِ به خون غَلتان عطشان بدترِ یا عُریان (چه نامردن سخته آب از دشمن طلب کردن)۲ جواب سنگه تشنه سر میبُرَن که وقت تنگه حسین آقام آقام آقام...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد