نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شال ماتمو نوشتههای روی پرچمو لباس مشکیِ مُحرمو میبوسم مُهرِ تُربتو من از خاک فردای روضتو تا دستِ چایی ریزِ هیئتو میبوسم میدونم کم غصه خوردم حلال کن آقا نمُردم شنیدم من قتل صبرو ولی باز طاقت آوردم گفتن که لب تشنه جون میدادی از روی اسب افتادی ولی نمُردم گفتن که رفته اسارت زینب بچههات کتک خورد هر شب ولی نمُردم میدونم کم غصه خوردم حلال کن آقا نمُردم شنیدم من قتل صبرو ولی باز طاقت آوردم دست و پا میزد جوادو با گریه صدا میزد به سینه سنگ کربلا میزد آقا جان مادرش نبود اگه معصومه خواهرش نبود ولی خنجر رو حنجرش نبود آقا جان نسوزوند آفتاب تنش رو نبردن پیراهنش رو ندید خواهر روی سینهاش جای پای دشمنش رو ای وای از خواهری که تو جنجال دید شمر اومد تو گودال براش بمیرم ای وای از وقتی دِلا رو سوزوند با پا تَنو برگردوند براش بمیرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد