نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام آی پیرهن مشکی میخوای تو آغوشم جاشی باید یه قول بدی وقتی که مُردم کفنم باشی میبوسم دست مادر رو میام از خونه بیرونو میخوام از جا درارم این دل تنگِ پریشون رو مسیر خونه تا هیئت چقدر طولانیه انگار دارن حرف میزنن با من کتیبههای رو دیوار دّم هیئت، دود اسپند ببین غوغای محشر رو ببین این نوجونای نشسته پای مِنبر رو ببین هر کی از این گلشن یه جوری خوشه میچینه فدای مو سفیدی که پایین روضه میشینه سلام آقای عطشانم دم طوفانی روضهست تو گریه با خودم میگم خمینی بانی روضهست تو گریه با خودم میگم شهیدا خادم روضهان شهیدا سینهزنهای شبای ماتم روضهان شهیدا بین این روضه بی بی زهرا رو میبینن شهیدا جای این مردم به بی بی تسلیت میگن منم لا به لای گریه منم با قلب پُر دردم میذارم دست رو سینه به مادر جان سلام میدم سلام ای مادر زینب خدا صبرت بده خانوم بمیرم واسه اون غم که به قلبت اومده خانوم میخوام گریون فرزندِ تپیده تو خونت باشم صدام خوب نیست ولی میخوام منم روضه خونت باشم زمین تارو، زمون تارو چشای آسمون تاره بمیرم خاک و خون انگار گرفته چشم آقارو بمیرم واسه وقتی که حسینت از رو زین افتاد بمیرم نیمه جون بودو با صورت رو زمین افتاد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد