تصویر میثم مطیعی - سرم رفته از بس، سرم داد زدن

سرم رفته از بس، سرم داد زدن

[ میثم مطیعی ]
(سرم رفته از بس توی سر صدام
سرم رفته از بس سرم داد زدن) ۲
نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جایِ من

خواب دیدم که، تنت رو زمین
نفس می‌زدی، گلوتو برید
(گریه کردم، همون که زدِت
اومد منو زد، موهامو کشید) ۲

او می‌کشید و من می‌کشیدم
او می‌دوید و من می‌دویدم

خدا خواسته من مثل زهرا بشم
زیر کوله‌بار غمت تا بشم
رَمق تو تنم نیست عزیز دلم
ببخشم نمی‌شه به پات پا بشم

چند روزی هست، می‌لرزه پاهام
دیگه نمازام، نشسته شده
افتادم من، گمون بکنم
که هر دو تا پام، شکسته شده

من رویِ ناقه، از جا پریدم
او می‌دوید و من می‌دویدم

کجا بودم، حالا کجا اومدم۲
تا رفتی دیگه دل به دریا زدم
تو اون قصه‌ی غارت خیمه‌ها
سرم رو شکستم که معجر ندم

بعدِ غارت، ندیدی مارو
چه‌جور می‌برن، به زورِ طناب
بعدِ غارت، ندیدی مارو
نگم که چی شد، تو بزم شراب

با دستِ بسته، هر جا رسیدم
هر چی بگی از، مَردم شنیدم

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد