تصویر میثم مطیعی - بهم خیره مونده دشمن

بهم خیره مونده دشمن

[ میثم مطیعی ]
بهم خیره مونده دشمن
عمه معجرم رو بردن
یه کاری بکن یه چیزی بگو
که بردارن این نامردا نگاه از من

عمه جون می ترسم
 برو به اون شامی بگو
تا که من خودم نگفتم به عمو
عمو نشسته روبه‌رو

چشای بابا بارونه
چیزی زیر لبش می‌خونه

یادم هست دم رفتن رو
لحظه‌ای کتک خوردن رو
اونی که با گریه گوشواره‌امو

می‌برد و می‌گفت آهسته ببخش من رو
روی نیزه بودی همش صدا کردم تو رو

با گریه بهم می‌گفتی که برو ازت نگیرند چادرو
چشاتو فقط من دیدم صداتو خودم می‌شنیدیم

بمیرم برای اشکات اون نگاه مثل دریات
تو دیدی آخه تو بازارشون که قیمت بزارن بابا رو دخترهات

قول می‌دی که از من نپرسی از گوشواره‌ها
قول می‌دم منم نپرسم که بابا نداری انگشتر چرا ؟

تو خاطرم این تصویره
 خیمه‌ها آتیش می‌گیره(۳)

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد