
ساقی قدحی باز مرا جام نیاز است سر ریز کن این باده که تا صبح دراز است امشب شب بزم و کَرَمِ شاهِ حجاز است میلادِ دل افروزِ مسیحایِ نماز است ز آن روز که دل مست خدای ازلی شد در بندِ علی ابن حسین ابن على شد مهتابِ شگفت شب طاعات رسیده خورشیدِ خداوندِ عبادات رسیده سر حلقهای از حلقهی سادات رسیده فصل ِمِی و مستی و مباهات رسیده زین بعد چنین بزم مگر خواب ببینید لبخندِ تماشائی ارباب ببینید مجنون زدهی کوچهی حیرانیم امشب بر حلقهی گیسوی غزلخوانیم امشب از شوق به رقص آمده طوفانیم امشب خاک گُل شهبانوی ایرانیم امشب هرچند که از آب و گِلِ ایلِ حسینیم با آمدنش ما همه فامیل حسینیم ای باغ محبت گل محراب نیایش عیسى نفسان را نفسِ ناب نیایش ای چشمهی جوشندهی سیراب نیایش ای قبلهی تابندهی ارباب نیایش ای آینهی حی جلی حضرت سجاد ای زِین حسین بن علی حضرت سجاد خورشید ترین قبلهی خورشید تویی تو آسوده ترین ساحلِ امید تویى تو عیدانه ترین باده در این عید تویی تو آن سوی سراپردهی توحید تویی تو از روزِ ازل بود که با چشم تو مستیم تا جام به دست تو بُوَد باده پرستیم فانوس خیالیم همه بر سر راهت دنبال دل گمشده بر زلف سیاهت تنها دل ما نیست به دنبال پناهت جبریل کبوتر شده در چتر نگاهت خم را همه با نام تو سرمست شکستند در عرش به عشق تو سر و دست شکستند ای نام تو فوارهی زیبایی دنیا ای آینهی شیر خدا وقتِ تماشا ای خون خدا را علیِ عالیِ اعلی سوگند به تو ای علی سوم زهرا سبقت زِ همه می بری هنگام دلیری مانند ابوالفضل اگر تیغ بگیری خورشید به گود آمده سرگرم قنوت است این آل سعود است که در حال سقوط است هستند شیاطین همه درگیر تبانی ایران شده آمادهی یک جنگ جهانی بیزار ز جنگیم ولی مرد جهادیم دادیم سر و دست ولی باج ندادیم شمشیر اجل منتظر رخصت جنگ است مکه بشود مرکز شیعه چه قشنگ است ما منتظر حملهای از سوی حجازیم تا بین بقیعاش حرمی ناب بسازیم یا حیدر کرار زند نقش به زودی بر پرچم سبز عربستان سعودی