تصویر حسین طاهری - اذن از پدر گرفتم تا از پسر بخوانم

اذن از پدر گرفتم تا از پسر بخوانم

[ حسین طاهری ]
اذن از پدر گرفتم تا از پسر بخوانم
با اشک شوقِ جاری، با چشم تر بخوانم

با نیت تحول، در این شب تولد
از مظهر تهجد، شب تا سحر بخوانم

​در دوری از مدینه، سجاده‌ایست سینه
با جان و دل به یادش، «خمسه عشر» بخوانم

​دین در مقاله‌ی او، بر لب رساله‌ی او
در جان خطبه‌اش، قرآنِ دیگر بخوانم

روشن شود زمین از نور جبین حضرت
این نورِ سرمد را من قرص قمر بخوانم

​اسم علی گذارد بر بچه‌هایش ارباب
تا از نخست، امامِ خود بیشتر بداند

الگوی من «کمیت» است، شعرم از اهل‌بیت است
حیف دو روز عمر است از کوه و کمر بخوانم
​من بی‌فروغ ماندم، پس ماهِ هر شبم باش
نوری بده به شعرم، قدری مخاطبم باش
​
دلبر اگر تو هستی، دلداده «شهربانو»
از شوق روی پایت، افتاده شهربانو

ناز قدوم پاکت، سجاده‌ خانواده
با شوق پهن کرده، سجاده شهربانو است

​تا قسمت تو باشد، در خدمت تو باشد
آماده است ارباب، آماده شهربانو

با گیسوی کمندت، پیشانی بلندت
همواره نقش بستی، در یاد شهربانو

​زیباتر از جمالت، بالاتر از جلالت
هرگز به خود ندیدند، اجداد شهربانو

جام طهور یعنی، هر چالِ گونه‌ی تو
مست است در کنارت، از باده شهربانو

​بعد از غزل نوشتم نذر علی لیلا
مدح تو را می‌گویم، سجادِ شهربانو 

شاعر ز مدح پاکت، دست برنمی‌دارد
شعرم به خوبیِ تو، مضمون دگر ندارد
​ 

​انگیزه‌ی تغزل، ادعیه‌ی صحیفه‌ست
شعری که مدح او نیست، از ریشه‌اش ضعیف است

کِی با دو دستِ بسته، شد از جهاد خسته؟
دشمن تفکراتش، سر تا به پا سخیف است

​«بیمارِ خیمه‌ها» نیست، این حرفِ مشمئز چیست؟
تخریبِ اساسِ کارِ ذریه‌ی سقیفه است

فتح‌الفتوح او را از کوفیان بپرسید
نسل علی که «ابن مرجانه» را حریف است

​شعری که بی‌هدف نیست، یعنی که بی‌شرف نیست
شعری که حق بگوید، نزد خدا شریف است

شعرم به وجد آمد، وقتی از او سرودم
من با سرودن از او، حال دلم ردیف است

​هم‌شیعه مسلکم از فیض دعای سجاد
هم عاقبت‌بخیرم، از سجده‌های سجاد

​شاعر به غیر از این‌ها، حرفی دگر ندارد
امروزه شعرِ خنثی، قطعاً ثمر ندارد

راه نجات تنها، راه ولایت و بس
راهی جز این نداریم، اما اگر ندارد

​این خاک پربها شد، تا بیمه‌ی رضا شد
غیر از نگاه حضرت، ایران سپر ندارد

ما جای ان یکاد از سلطان طوس خواندیم
وقتی که دشمن ما، جز دردسر ندارد

​در سینه درد و رنج است، صد کربلای پنج است
پس توپ و تانک و ترکش، دیگر اثر ندارد

من نه! خبرنگارِ سی‌ان‌ان این‌چنین گفت:
«رؤیای فتح ایران دارد جگر ندارد!»

​سید علیِ ایران، شیخِ نعیمِ لبنان
خاورمیانه قطعاً، کم شیرِ نر ندارد

یک عمر در نبردیم از جبهه برنگردیم
شیعه از اعتقاد خود دست برندارد

​در سایه‌ی پیمبر، لشکرِ اسامه دارد
تا انقلاب مهدی، نهضت ادامه دارد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد