نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زِ حرم جانب میدان به صف کربلا همهی لشکریان در عجبند ای خدا که نبی آمده یا اینکه علی آمده رجزش غلغله کرده نوهی مرتضی أنا علی بن حسین بن علی (۳) ثمر سلسلهی حیدر خیبر شکنم لرزه بر پیکرهی لشکر دشمن فکنم شیوۀ شیر جمل جلوۀ جنگم شده چون پرورش یافتهی دست امام حسنم أنا علی بن حسین بن علی (۳) زده از میمنه بیرون، برود میسره برود کار عدو را بکند یکسره پدرش خیره به میدان که نگاهش کند برسد نغمهی تکبیرش از آن حنجره علوی مکتبم و آینهدارِ پدرم رعد و برق مرکبم و بال ملائک سپرم شکر حق مفتخر منسب سرلشکریه لشکر زینبم و تحت لوای قمرم أنا علی بن حسین بن علی (۳) همه در حیرت جنگش که عجب محشری به اباالفضلِ علی، رفته به جنگ آوری ادبش فاطمی و تاب و تبش هاشمی قدمش محکم و ثابت جنمش حیدری به لبش نثر و دعا سهم حرم غم نشود که قسم آخرالاَمر حرمله آدم نشود حاضرم اینکه هزار دفعه بمیرم به خدا نخی از روسری عمهی ما کم نشود أنا علی بن حسین بن علی (۳)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد