
ز اوجِ آسمانهای خداوندی ندا آمد شب پروازِ آسان شکستهبالها آمد بِده ساقی کمی باده بر این مَخمورِ افتاده شب وا کردن عقده، شب مشکلگشا آمد مرو در گوشهی دَخمه، بزن مُطرب بخوان نغمه شب تصنیف خواندن شد، شب عِیش و صفا آمد طبیب دردمندان و حبیب مستمندان و امید اهل زندان و کلید قفلها آمد مگو پس کو نگار ما، نگار گُلعُذار ما حبیبِ غمگسار ما ز سامرّا بیا آمد بیاور دست بالا و بزن کف تا توان داری غریبی کم کن ای عاشق که عشقِ آشنا آمد مبارک باد و فرخنده، بساط عِیش پاینده نسیم قدسیِ رحمت ز سمتِ سامرا آمد اگر در شورِ او هستی، بدان منظورِ او هستی به عشقِ او تحمّل کن اگر قدری بلا آمد هُوَ الاوّل، هُوَ الآخِر، هُوَ الباطن، هُوَ الظّاهر تجلّیِ تمامِ آیههای کبریا آمد هُوَ الُّطف و هُوَ الرَّأفَة، هُوَ الغَوث هُوَ الرَّحمة بلاگردانِ عُشّاقِ اسیر و مبتلا آمد هُوَ الطّور و هُوَ النّور و هُوَ النّورٌ علیٰ نور و شب ظلمت فراری شد، سحر شَمسُالضُّحیٰ آمد هُوَ الفَتح و هُوَ النَّصر و هُوَ الصُّبح و هُوَ العَصر و غروبِ بیقراری شد ببین بَدرُالدُّجیٰ آمد هُوَ الدّاعی، هُوَ الدَّعوة، هُوَ القرآن، هُوَ العِترة هُوَ الوَهّاب بِاالفِطرة، عطا آمد، سَخا آمد شَفیعُ المُذنِبین یا رحمةٌ لِلعالَمین یا که اباالقاسم، اباصالح، محمّد، مصطفی آمد بخوان با جبرئیل "إنّا"، بخوان آیات "أعطَینا" که آخر شعبهی کوثر ز عرشِ "إنَّما" آمد شَهِ دُلدُلسوارِ ذوالفقارِ آخته در کف یگانه وارث تاج امیرِ لا فَتیٰ آمد چه در صولت چه در هیبت، چه در قدرت چه در عزّت چه در همّت چه در رفعت، تماماً مرتضی آمد حدیث جام و خُم خواندی، سَقاهُم رَبُّهُم خواندی هُوَ السِّتر و هُوَ المُعلِن، هُوَ الحُسن و هُوَ المحسن رحیمی و کریمی و سَخای مجتبی آمد هُوَ الوافی هُوَ الکافی هُوَ العافی هُوَ الشّافی شفای زخم لبهای شهید کربلا آمد هُوَ الزمزم، هُوَ الکعبه، هُوَ المَشعَر، هُوَ القبله نوای پرچم سرخ غریبِ نینوا آمد هُوَ القدّوس، هُوَ السُّبحان، هُوَ الرّحمان کَراماتُ الحسینیّه، بگو کَهفُ الوَری آمد هُوَ السّجادِ فی السّجده، هو الباهر، هو الباقر هُوَ الصّادق، هُوَ الکاظم، دلیلِ دلربا آمد امانُ الخائفین، حِصنِ حَصین، حَبلُ المتین یعنی عطوفتهای سلطانِ سَریر اِرتضا آمد غیاثُ المُستَغیثین و مناجاتُ المُحبّین و عنایاتِ جوادیِ جواد ابن الرّضا آمد هُوَ السِّر و هُوَ الاَسریٰ، هُوَ القَدر و هُوَ الاَحیاء هُوَ الهادی، هُوَ المهدی، هدایت را بقا آمد حَسنصورت، حَسنسیرت، حَسنخلقت، حَسنهیبت حَسنرحمت، حَسنشوکت، ببین یار از کجا آمد هُوَ الطّاها، هُوَ الحیدر، هُوَ الزّهرا، هُوَ الزّینب هُوَ الاکبر، هُوَ القاسم، همه آلِ عبا آمد هُوَ القَهر و هُوَ القاهر، هُوَ القوّة، هُوَ القادر شکوه و غیرت و مَجد علَمدار وفا آمد هُوَ المحرابُ و المنبر، امینُ الله فی اَرضه ثبات و لنگرِ ارض و سماواتِ عُلا آمد سلیم است و سلام است و عنایاتش مدام است و عزیزِ ذوانتقام است و مُعِزُّ الاولیاء آمد هُوَ الفِطر و هُوَ الفاطر، هُوَ السِّتر و هُوَ السّاتر هُوَ الغفران، هُوَ الغافر، خداییِ خدا آمد هُوَ العِزّ و هُوَ الفخر و هُوَ الذِّکر و هُوَ الذُّخر و امیدِ ناامیدان و جوابِ رَبَّنا آمد هُوَ الباقی، هُوَ المُغنی، هُوَ الفَجر و هُوَ المُجری هُوَ الحیّ و هُوَ المُحیی، مسیحای شفا آمد چه آقایی، چه مولایی، چه لیلای دلآرایی چه سیمایی، چه غوغایی، جمالِ کبریا آمد شب خوشحالیِ زهراست، شب تکریمِ سائلها اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِر کَأساً وَ ناوِلها