نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلی که عاشقی نکرده هیچوقت دل آشوب دریا را نفهمید من حال خیلیا رو خوب کردم كسى حال دل ما را نفهمید صدامو غم گرفته من اون مردهام که پا قبر خودش نشسته و ماتم گرفته منی که علّت خندهی خیلیا شدم حالا خودم گریهام گرفته میزنم امّ البنین و صدا کاش به دادم برسه این شبها حال من خیلی خرابه فقط یکی ما رو ببره کربلا کی از این فاصله سر درمیآره که دوری حوصلهام رو سر میآره مگه دل تو دل مجنون میمونه؟ تا از لیلی یکی خبر بیاره دل مجنون گرفته، چه بغضی داره آسمونی دم غروبی که جلو چشاشو غم گرفته باید فرشای صحنا رو جمع کنند امشب توی سینه زنی بارون گرفته نمیسازه دیگه به من این هوا نفسم بند اومده ای خدا حال من خیلی خرابه فقط یکی ما رو ببره کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد