نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل من تنگه برا، شلوغیه حرم برسم دم غروب، ورودیه حرم اشک چشمام اذن دخول باشه مادرت بهم بگه قبول باشه قبول باشه، برای حسین من سینه زدی قبول باشه، پا پیاده این همه راه اومدی قبول باشه، خیر ببینی از جوونیت پسرم قبول باشه، اومدی خالی نشه دور و برم لا عشقَ اِلا حسین، مَحیایَ محیا حسین... برسم کنار خیمهگاه خواهرت با پای پر آبله، شبیه دخترت شب جمعه و دم اذون باشه مادرت فاطمه، روضهخون باشه آهای مردم، پسرم رو لب تشنه کشتنش آهای مردم، دست به دست میچرخید پیرهنش حسین من، ذولجناح اومده سمت خیمهها حسین من، تن تو میمونه روی بوریا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد