
حرم الآن شلوغه کاش میگفتن، هرچی روضه است دروغه مثلاً این،که تو رو تشنه کشتن سرِ فرصت، تو رو با دشنه کشتن بارونه کربلا، وقتی که زهرا مهمونه کربلا وقتی که نوحه میخونه کربلا غوغا میشه، بلوا میشه مثل روز عاشورا میشه سرِ پیراهنت، پیرم کردن از زندگی، سیرم کردن سرِ تو از سر نی میافتاد آخ مادرت، هی میافتاد خواهرت، هی میافتاد ای وای از کربلا پیکری افتاده بین قتلگاه مونده زیر دست و پاها بیپناه ای وای از کربلا ای وای از کربلا میره پایین و بالا هی نیزهها اومدن با نعل تازه مرکبا ای وای از کربلا ای وای از کربلا میزدن آقای ما رو از قفا هر کسی که اومد میزد بی هوا ای وای از کربلا آه ریختن رو سرش میزدن پیش چشمای مادرش نیزه بارون شد تو گودال پیکرش آه ریختن رو سرش آه از دست سنان بی حیا میزد با دشنه تو دهان ای امان از دست زجر و ساربان آه از دست سنان آه غارت شد تنش همه چی رو بردن حتی پیرهنش زیر دست و پای مرکب کشتنش آه غارت شد تنش آه دوره کردنش روبهروی مادر غارت شد تنش ته مقتل تنها گیر آوردنش آه غارت شد تنش حسین جان... آه غوغا شد به پا نانجیبا ریختن بین خیمهها عمهی سادات و کشتن بی گناه آه غوغا شد به پا آه از آتیش و دود روی دخترها شد زخمی و کبود جای سالم روی صورتها نبود آه از آتیش و دود