نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا که پیوندِ دو اَبروی تو باز شد از هم پدر از علقمه برگشت ولی قامت خَم آمد ای وای به نزدیکِ حرم نامحرم گره روسری خویش نمودم محکم امّا با زمین خوردنِ تو حرمله رویش باز شد بین لشکر سرِ خلخال عجب دعوا شد رفتی و خون به دلِ دختر زهرا کردند دمِ دروازه عجب هلهله برپا کردند گره روسری دخترکان باز کردند محمل عمّهی سادات تماشا کردند نوهی فاطمه دنبال جواب است عمو جای زینب وسط بزم شراب است عمو؟ **** تا سایهی تو از سر این کاروان رفت از ترس رنگ صورت نیلوفران رفت دست تو که افتاد، دست کوفی سمتِ پوشییهی حوریهی این خاندان رفت تو علقمه بودی ندیدی من که دیدم با خنجری سمت حسینم ساربان رفت فهمیدم از طرزِ نگاهت روی نیزه تیری که تیرانداز زد تا استخوان رفت ای محرمِ زینب خبر داری که زینب وقتی نبودی مجلس نامحرمان رفت؟ اُمّ البنین باور نکرد امّا پس از تو زینب به کوفه با سنانِ بد دهان رفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد