نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دسته گلِ محمدی پس چرا پَرپَر اومدی؟ خوش آومدی تو بغلم حالا که با سر اومدی بوی گل با تو میاد ولی بوی نون میدی یه بار دیگه رو دستام داری انگار جون میدی بگو عمو بیاد، دق میکنم برات تو بغلم بمون، اینجا که خوبه جات راستی یادم نبود، گلو بریدهای راستی یادم نبود، درنمیاد صدات مَنِّ الَّذی اَیتمنی... **** میخوام برات قصّه بگم قصّهی سربسته بگم خاری که مثل میخِ دَر تو پا و تو دسته بگم روی خارا خوابیدم خواب مادر رو دیدم یهو زجر از راه اومد بابا خیلی ترسیدم داد میکِشید سرم، النگومم کِشید همون النگو که عمو برام خرید موهامو میکِشید همون موهایی که شونه زدی برام حالا شده سفید به عمّه هتک حُرمت کردن به دخترت جسارت کردن گوشوارهای رو که از مکّه خریده بودی غارت کردن آی خرابه! خیلی حالم خرابه مگه ما جامون تو مجلس شرابه؟ صورت تو قابل تشخیص نیست یا من چشمام تاره؟ دیشب تو خواب تو منو بوسیدی نه با لبِ پاره بابا، نفَسم بالا نمیاد دیگه بابا، اومدی حالا، نمیخواد دیگه گریه کنی پیشِ من، وصال نزدیکه بیا با منم بازی کن یه بار بابا ندارم خب به روم نیار تو گوشوارهای که تو گوشته برا منه، بدو زود درش بیار النگومو دستت نکن روبهروم اگه ببینه دعوات میکنه عموم بدت نیاد ولی بابات خیلی بَده بهش بگو سرِ بابامو پس بِده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد