نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خودم این زندگی رو برا خودم ساختم به کسی نه، به گناههای خودم باختم نکنه چشاتو دیگه روی من بستی نکنه خودم رو از چشم تو انداختم منِ سرگردون، منِ آزرده منِ دلشکستهی دل مُرده به تو محتاجم، تو که آقایی تو که دست میگیری از هرکی زمین خورده همه دارایی من این گریهست من امیدم به تو و اشکامه همهجا منو به تو میشناسن به همه گفتم: حسین آقامه ابیعبدالله، ابیعبدالله ... تو به من نزدیکی امّا من ازت دورم پُر از اضطراب و دلتنگی و دلشورهم تو بهشتی و منم میوهی ممنوعه بین نوکرات مثل وصلهی ناجورم اگه آلودهم، اگه بیچارهم اگه قدرِ نفسام توبه بدهکارم پیش این مَردم، میزنم فریاد به امام رضا قسم هنوز دوسِت دارم به هوای کربلا محتاجم منو محروم نکن از آغوشت دل سرگردونو با دست خودت گره کن به گوشهی شش گوشهت ابیعبدالله، ابیعبدالله ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد