تصویر سید مجید بنی فاطمه - خواب دیدم در این شب غربت

خواب دیدم در این شب غربت

[ سید مجید بنی فاطمه ]
خواب دیدم در این شب غربت
خواب دستی عجیب و خون آلود
خواب دیدم که پیکرم خواهر
طعمه‌ی گرگ‌های وحشی بود

اضطرابی به جانم افتاده
که بیان کردنش میسّر نیست
یک جوانمرد با شرف زینب
بین این سی هزار لشگر نیست

ماجراهای عصر فردا را
در نگاه‌ تَر تو می‌بینم
راضیم به رضای معبودم
تا سحر بوته خار می‌چیینم

شب آخر وصیتی دارم
در نماز شبت دعایم کن
ظهر فردا به خنده‌ای خواهر
راهی وادی مِنایم کن

باغ سرسبز خاطراتت را
غصه پاییز می‌کند زینب
گوش کن شمر خنجر خود را
آن طرف تیز می‌کند زینب

عصر فردا از اهل بیت رسول
زهر چشمی شدید می‌گیرند
وقت تاراج خیمه‌های حرم
چند کودک ز ترس می‌میرند

کوفیان شهره‌ی عرب هستند
مردمانی که دست سنگین‌اند
رسمشان است میوه را در باغ
با همان  برگ و شاخ می‌چینند

دور کُن از زنان و دخترها
هر چه خلخال در حرم داری
خواهرم داخل وسایل خود
روسری اضافه هم داری ؟

عصر فردا بدون شک این جا
می‌وزد گردبار خاکستر
با صبوری به معجرت حتما
گره‌ی محکمی بزن خواهر

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید مجید بنی فاطمه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد