نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حق بده از رفتنت این گونه شیون كنم صبر كن تا دست خود را خرج این دامن كنم گرگ ها در انتظارت چنگ و دندان می كشند من در این پنجاه ساله صبر كردم یا اخا آرزوی خویش را یك دم بغل كردن كنم خنجر قصاب های كوفه را تا دیدم قصد كردم حرز معجر را در این گردن كنم در نماز شب دعایت می كنم راحت برو با نفس های حزینم جنگ با دشمن كنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد