نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین، مرده تو دلهاشون مروت ببین چه جوری با قساوت میزننت با قصد غربت، حسین حسین، از دلِ من امون گرفتن از تنِ تو توون گرفتن تو افتادی و جون گرفتن، حسین برایِ قتل صبرت، هیچ اِبایی نداشتن از چیزی توی گودال، كوفیا كم نذاشتن نیزه و تیر و شمشیر، سنگ و سنان آوردن از كوفه پیراشونو، عصا زنان آوردن حسین، پاشیده از هم بدن تو چیزی نمونده از تن تو غارت شده پیراهن تو، حسین حسین، از هر طرف راهتو بستن از سر صبر دورت نشستن نیزه رو تو تنت شكستن، حسین یه نیزه توی پهلو، یه نیزه توی سینه دعام اینه كه مادر، این صحنه رو نبینه این كیه كه میخواد تا، برگردونه تنت رو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد