نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به گوش دل می رسه صدای راز و نیاز تو خیمه های حرم پیچیده عطر نماز شب از صدای پای، ماه عشیره دل خیام ارباب، آروم می گیره مادری كنار طفلی، نغمه ی لالایی داره تا سحر سر غریبی، روی گهواره می ذاره *** تو خیمه خواهر شاه، با قلب غرق محن داره می گرده هنوز، پی یه دونه كفن غروب فردا خواهر، زخمی و بی حال می بینه داداشش رو، تنها تو گودال كاشكی تا همیشه خورشید، پشت كوه شب بشینه تا سر حسینو فردا، زینبش رو نی نبینه نهان از چشم طفلان آمدم تا بر تو ره گیرم كه گیری در بغل یك بار دیگر دختر خود را ز دورادور می دیدم گلویت عمه می بوسد مگر آماده كردی بهر خنجر، حنجر خود را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد