نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(حالمو ببین کبودیهای بالمو ببین خونم خاکه اقبالمو ببین بابایی، بابایی)۲ دستمو ببین پای زخمی و خستمو ببین سری که از درد بستمو ببین بابایی، بابایی (یه کاری واسه چشام کن چشاتو وا کن و نگام کن از اون رگهای بریده یه بار دیگه صدام کن)۲ (من بی تو یعنی لباس پاره گوشهای بیگوشواره یعنی یتیمی)۲ من بی تو یعنی چشای کم سو سر بدون گیسو یعنی یتیمی از وقتی که رفتی صد بار مردم همش کتک میخوردم دارم میمیرم هر بار که اسم تو رو میبردم بازم کتک میخوردم دارم میمیرم واویلا رقیه جان... (هی منو زدن نگم از صبح تا کی منو زدن عمو دیده از نی منو زدن بابایی، بابایی)۲ حرف بد زدن بجای هر کس که نزد زدن یا زهرا گفتم با لگد زدن بابایی، بابایی (تو که پیش ما نبودی چرا پس اینقدر کبودی؟)۲ نگو مثل من موهاتو کشیده زجر یهودی (ای بابا تنت کجا جا مونده؟)۲ موهاتو کی سوزونده؟ برات بمیرم ای بابا چجوری سر شد شبهات؟ هنوز که خشکه لبهات برات بمیرم واویلا رقیه جان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد