تو را من می شناسم بی قرینی

تو را من می شناسم بی قرینی

[ جواد مقدم ]
(تورا من میشناسم، بی قرینی)۲
(سوار کوچک، نیزه نشینی)۲

رَهِ صد ساله را، شش ماهه رفتی
از اینجا تا خدا، شش ماهه رفتی

زلال چشم تو، رنگ فرات است
فرات از صافیِ، اشک تو مات است

نخ قنداقه‌ی، پر پیچ و تابت
ندارد کهکشان ملک نابت

من از عمر کمت خواندم که روحت
بر این کسرت سرا، بی اِلتفات است

از اینجا تا خدا، تا قدس لاهوت
سوار نی شدی، بی غسل و تابوت

به جز تو از محالات است، آری
سر شش ماهه و، فیض سواری

بساط عشق را، برچیده بودند
گلان را با لگد، پاچیده بودند

(تمام تارهای صوتیِ تو
ز بی آبی بهم چسبیده بودند)۲

تو را چندین ملک تا پشت خیمه
میان بال خود پیچیده بودند

علی لای لای...

ای حسین جان همگی، واله وشیدای توایم
همه مست از می و، پیمانه و میخانه بودیم

(هر زمان گریه کند، طفل جگر گوشه‌ی ما)۲
(یاد گریان شدن، اصغر شیر خوار تو‌ایم)۲

گر ببینیم و به گلزارُ، یکی لاله‌ی سرخ
یاد آن سرو روان، اکبر رعنای تو‌ایم

پربازدید ترین واحد جواد مقدم محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

پربازدید ترین واحد محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین جواد مقدم

نظرات