نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو از لب تشنگی، گریان نبودی تلظی میکنی بهر شهادت الا ای کودک شش ماههی من خداحافظ علی جان تا قیامت تو را آورده بودم، از پی آب سرت از تن جدا شد، ای قرارم تو در خوابی و من، مضطر علی جان به خیمه، روی برگشتن ندارم علی لای لای علی، لای لای علی جان... نظر کن بر رخ، بابای مظلوم شکسته قامت و، قلبش کباب است به درگاه الهی که روا بود گل از با دیگری گیرد گلابش مرا نامیده زهرا، مادر تو غلام حلقه گوش بر در تو به نام تو تپد قلبم به سینه بود فخرم که هستم نوکر تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد