نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شوم باغ و بهار من تویی تاب و قرار من تویی دار و ندار من تویی بی تو به سر نمی شد چشمه نور روشنم تشنه دینت منم نیست شبی که دامنم غرق گوهر نمی شود دل در اتش غم رخت تا که خانه کرد دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد جان حسین جانان حسین دین حسین آیین حسین قلبی لدیک یا اباعبدالله نفسی فداک یا حسین ثارالله چون مه نو به ره گذر گر به تو افتدم نظر جام دو چشم من پر از خون جگر نمیشود ای به غمت نیاز من سوز تو چاره ساز من رنج دل صبورم از رنج سفر نمی شود ای به لبم پیام تو، زنده ام از قیام تو بدون ذکر نام تو، شبم سحر نمیشود رو به روی تو، اگر شود گفتگو کنم کفر نعمت است اگر بهشت آرزو کنم یا حسین آقا حسین سرور و مولا حسین من لی سواک یا اباعبد الله انی هواک یا حسین ثار الله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد