
برای زنده بودن تنها بهونهمی تو نُه ساله که عزیزم بانوی خونهمی تو میدونی این روزا علی دلش به غم اسیره کدوم زنی از شوهرش تُو خونه رُو میگیره زخمی شده صورت تو، علی برات بمیره ای وایِ من ای وایِ من تنهام نذار زهرای من... داره میشه چشام پُر آب تنها میشه ابوتراب ***** وقتی خدا دو لوح و قلم را درست کرد نوری میان عرش معلّا درست کرد با نورِ فاطمه به جهان جان دمید و بعد ما را گدای اُمّ ابیها درست کرد ما را شبیه خلقتِ بیانتهای خود از خاک پای حضرت زهرا درست کرد از اشکهای مادر ما آب آفرید با گریههای فاطمه دریا درست کرد از تار و پود چادر مادر نخی گرفت حبل المتین برای گداها درست کرد یا زهرا یا زهرا...