برام سپر شدی

برام سپر شدی

[ حاج محمدرضا بذری ]
برام سپر شدی
تُو ازدحام کوچه بود که بی پسر شدی
لحظه به لحظه یاس من شکسته‌تر شدی
برام سپر شدی

بی‌حالی
نمونده واسه‌ی حسن احوالی
کم‌حرفی
نمونده بینمون بجز غم حرفی
پُردردی
با گریه‌هات دل منو خون کردی

یار جوون منی
تو مهربون منی
یه کم باهام حرف بزن
تو هم‌زبون منی

فاطمه یا فاطمه...

*****

غمات غم منه
نه وضع خونه‌مون دیگه شبیه قبلنه
کسی جلوی بچّه مادرو نمی‌زنه
غمات غم منه

گریونی
می‌خوای بلند بشی ولی بی‌جونی
محزونی
نمازتم نشسته هی می‌خونی
دلخونی
ولی بگو بازم پیشم می‌مونی

باغ و بهار علی
صبر و قرار علی
یه خورده طاقت بیار
بمون کنار علی

فاطمه یا فاطمه...

*****

شبای آخره
برای بچّه‌ها دلت همیشه مضطره
دوباره ذکرِ رُو لبت غریب مادره
شبای آخره

می‌سوزی
داری براش یه پیرهن می‌دوزی
بی‌تابی
تُو فکر تشنگیش، تُو فکر آبی
می‌نالی
به فکر روضه‌ی تَه گودالی

ببین چقدر آب شدی
خسته و بی خواب شدی
اسم حسین اومد وسط
دوباره بی‌تاب شدی

فاطمه یا فاطمه...

نظرات