نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برخيز علمدار رشيد لشکر من بنگر که با داغت چه آمد بر سر من امير سپاهم، تويى تکيهگاهم برادر اباالفضل ... گرد غريبى بر سر و، رويم نشسته بغض گلو راه نفس، در سينه بسته زير بغلهايم بگير، پشتم شکسته مسوزان دل من، مشو قاتل من برادر ابالفضل... يارى نموده گر مرا، دست جدايت مىگردم اى سقا، به دنبال صدايت چيزى نمانده زان قد و بالا برايت ببين حال يارت، چه سازم کنارت برادر اباالفضل ... امشب دل اهل حرم را غم گرفته در کنج خیمه، مادری ماتم گرفته در کنج خیمه خواهری،ماتم گرفته دم نینوایی، امان از جدایی برادر حسین جان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد