نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که میگی به روضهخون روضهتو اینجوری نخون منم میگم با دلِ خون (خدا کنه دروغ باشه)۲ میگن که گوشواره شکست میگن روی زمین نشست مونده هنوز جای یه دست (خدا کنه دروغ باشه)۲ به زخم تو نمک زدن بهخاطر فدک زدن مادرمو کتک زدن (الهی که دروغ باشه)۲ دنیا به ما وفا نکرد دردامونو دوا نکرد قنفذ چرا حیا نکرد؟ (الهی که دروغ باشه)۲ جاریه اشکش مثل رود بین در و آتیش و دود گناه محسنش چی بود؟ (خدا کنه دروغ باشه)۲ تو کوچههای بیسپر تنها میونِ رهگذر چهل نفر به یک نفر (خدا کنه دروغ باشه)۲ **** اومدن توی خونهم قدم زدند توی کوچه بچههامو هم زدند شبا دیگه دورِ هم جمع نمیشیم بدجوری زندگیمو بههم زدند من میخوام مثل بهار گریه کنم بشینم با ذوالفقار گریه کنم تو دلت پُره منم دلم پُره (پس کمی بخواب بذار گریه کنم)۲ من میخوام به پات تمنّا بیارم اشکمو برا مداوا بیارم پیش دست تو خجالت میکشم تو خونه دستمو بالا بیارم فاطمه حرف جدایی کم بزن خودت این تابوتتو بههم بزن بچهها دارن تماشات میکنن هرطوری شده پاشو قدم بزن تازیانه دنیامو ازم گرفت آتیش آرزوهامو ازم گرفت خدا لعنت کنه این مُغیره رو مادرِ بچههامو ازم گرفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد