
ای غنچه شهید من به من تبسم کن بر حال زار باغبان کمی ترحم کن گل بودی و گرفته شد گلاب تو، گلاب تو از چه شد تیر حرمله جواب تو، جواب تو ششماهه کودکم حاجی کوچکم لای لای علی (4) *** ای شیر دشت کربلا که تشنه شیری خنده مزن ز لب مگر ز زندگی سیری خون از قنداقه و سرت چکیده است، چکیده است کسی ششماهه اینچنین ندیده است، ندیده است پیش چشمان من کم دست و پا بزن لای لای علی (4) من که از داغ تو چنین غمین و پردردم به سوی خیمهگاه خود چگونه برگردم؟ دیدم زخمی کبوترم پر تو را، پر تو را وایم به نیزه میکنند سر تو را، سر تو را چهسان بینم تو را؟ بر روی نیزهها لای لای علی (4)