نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ندایی ز عرش معظم رسیده... الا اهل العالم محرم رسیده ... ببین اولین گریه کن را دم در ... ببین مادرش با قد خمیده رسیده ... سیاهی تنم کرده و به هفت پشتم ... ثوابم بخواهم نخواهم رسیده ... بیار اشک سرخ و دلی که سیاه است ... خریدار اجناس درهم رسیده ... کمک خواستم از خدا طبق معمول ... حسینش به دادم دمادم رسیده ... به فریاد ما می رسد مطمئنا ... همان که به فریاد آدم رسیده ... از این دست من درهمی خرج کردم ... از آن دست هفتاد درهم رسیده... چگونه غلام گدایش نباشیم ... مگر خیر آقا به ما کم رسیده ... سر سفره ی ما غذاهای روضه است ... ببین به زن و بچه ام هم رسیده ... عبا پیروهن شال و عمامه رفت... و شتربان به انگشت و خاتم رسیده ... تنش با چهل نعل پاشید و حالا ... عقیله به یک جسم مبهم رسیده ... تن نامنظم شدش دست هر قوم ... برای غنیمت منظم رسیده ... حسین من ای شهید بی کفن ... تورو قربة الی الله می زدن ... ریختن سرت جلو چشم مادرت ... نیزه بارون شد عزیزم پیکرت ... برید صدات خس خس افتاد نفسات ... کهنه خنجرو کشید روی رگات ... موتو کشید نفسم به لب رسید... از قفا سرت رو تشنه برید... کشیدنت تورو بی کس دیدنت ... اومدن برای غارت تنت ... پیرهنو برد یکی انگشترو برد ... یکیشون میون گونی سرو برد ... سواره ها اومدن با مرکبا ... رد شدن از روی تمام پیکرا... به سر زنان اومدن گریه کنان ... خدا نگذره از اون شمر و سنان ... دویدم و ولی دیر رسیدمو ... بدنت رو دیدمو و بریدمو ... پیچید صدا توی اون شلوغیا ... دویدن یه عده سمت خیمه ها ... سوخت معجرا ... سوخت تموم چادرا ... تازیونه شد نصیب دخترا ... حسین حسین حسین ... پرسیدم از هلال که چرا قامتت خم است ؟ آهی کشید و گفت که ماه محرم است ... باز این چه شورش است که در خلق عالم است ... باز این چه نوحه وچه عزا و چه ماتم است... در بارگاه قدس که جای ملال نیست ... سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد