نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(آه و واویلا، صد آه و واویلا خون جگر زینب، بی پسر لیلا)... آخر ای لشگر، من نِیَم کافر مصطفیٰ جدم، مرتضیٰ بابَم تشنه میبرید، رأسم از پیکر کی کشد کافر، تشنه مهمان را حسین جان، حسین جان، حسین جان... ابالفضل... علمدار، علمدار، علمدار... ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل جانم ابو فاضل... حسین... آقا جان حسین، حسین جانم آقا جان خوشا آن دَمی که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد