نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب زمین کند به سماوات سروری امشب نسیمِ مکّه کند روح پروری امشب به دورِ مکّه مَه و مِهر و اختران از زهره تا زُحل همه گشتند مشتری امشب ز خاک رفته بر افلاک موجِ نور امشب به عرش، فرش زدند کوسه برتری آمد خلیلِ بُت شکنه دهر با تبر افتاده لرزه بر تنِ بتهای آذری بتهای کعبه نغمهی تهلیلشان به لب احجارِ مکّه کرده به تقدیس گوهری نوشیروان، زِ کنگرهی قصر خویشتن بشنو سرودِ معدلت و دادگستری دریای ساوه، رود سماوه شدند خشک حیرت برند هر دو به اسرارِ دیگری تاجِ شرف نهاده خدا بر سر بشر افتاده شور در مَلَک و حوری و پری مسدود شد به روی شیاطین، ره سپهر از کاهنان گرفته شده عِلمِ ساحری آتشکده خموش و بُتان سرنگون به خاک افتاده نطق پادشهان از سخنوری مرد و زن و فقیر و غنی، کوچک و بزرگ خوانند عاشقانه سرودِ برابری باید دهند یکسره قوم و قبیلهها بر دست یک دگر همه دستِ برادری محشر نگشته واقعهی محشر آمده مُلکِ وجود پُر شده زِ آیاتِ محشری رازیست بس شگفت ز آیاتِ سرمدی سرّیست بس عجب ز گفتارِ داوری باور کنید نورِ عدالت دمیده است باور کنید طی شده دورِ ستمگری باور کنید مژدهی میلادِ احمد است باور کنید عیدِ بزرگِ محمّد است مُلکِ وجود تحت لِوای محمّد است بحرِ بقا نَمی زِ عطای محمّد است توحید زنده از نفس روحبخشِ او قرآن کتاب مدح و سرای محمّد است عیسی که بر سپهر چهارم عروج کرد طول حیات او به دعای محمّد است گوشی که بشنود سخن وحی را کجاست؟ عالم پر از صدای رسای محمّد است قُرب خدا، دعای ملائک، صفای دل در خواندنه حدیث کسای محمّد است شاگرد ابتدایی او کیست، جبرئیل مرهون درس روحفزای محمّد است نور ولایتش همه جا موج میزدند ظرف وجود، جام ولای محمّد است تنها مزار و تربتِ پاکش مدینه نیست مُلکِ وجود صحن و سرای محمّد است اسم خدا، بهشت خدا، رحمتِ خداست هر جا که سایهای زِ لوای محمّد است عالَم بود به ظلِّ لوای علی، ولی حتّی علی به ظلِّ لوای محمّد است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد