(از حرم پیغمبر آمد یا علیِ اکبر آمد اهل شام و کوفه گفتند: حیدر آمد)2 پشت راهش قلب خیمه در تب و تاب است این جوان که روی او چون قرص مهتاب است جان ارباب است ذکر بین خیمهها، یاعلی جان فانیِ ذات خدا، یاعلی جان (حیدر کربوبلا، یاعلی جان)4 این صدا آمد ز صحرا اکبرت هم رفت بابا میروم دیدار جدّت، إرباًاربا تا حسین افتاد بر بالین این پیکر دید آقا پر شده این دشت سر تا سر از علیاکبر حال بابا را ببین، جانِ بابا از چه گشتی اینچنین، جانِ بابا؟ عضو عضوِ بر زمین، جانِ بابا حیدر کربوبلا یاعلی جان.... ای جوان من کجایی؟ در تمام کربلایی جا شد آن قامت چگونه در عبایی؟ باز افتادم به یاد مادرم برخیز سوی میدان زینب آمد از حرم برخیز اکبرم برخیز جان بابا ای پسر، خیز از جا تا نسوزم بیشتر، خیز از جا عمّه را با خود ببر، خیز از جا حیدر کربوبلا یاعلی جان....