تا علی اکبر ز حرم با شمشیر آمد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن5
بازدید2.7K
تا علی اکبر ز حرم با شمشیر آمد ... از طرف خیمه صدای تکبیر آمد ... جانم کرب و بلا خیبر ... حیدر علی اکبر ، خوش قد و بالاست ... جانم ، جان به کف آماده ... آمده شهزاده ؛ معرکه غوغاست ... می رود از حرم او خرامان خرامان ... جان حسین ، علی جان ... داده فراری به نگاهی این لشکر را ... در دل میدان همه دیدن پیغمبر را ... حالا با رجزش آمد ؛ آینه ی احمد خَلقا و خُلقا ... تا در معرکه می تازد ، لرزه می اندازد بر تن دشمن ... آمده سوی بابا به لب های عطشان ... جان حسین ، علی جان ... آمده از معرکه بانگ بابا بابا ... جسم جوانت شده دیگر اربا اربا ... ارباب گشته پریشانش ... بر سر او جانش آمده بر لب ... وای وای اهل حرم حیران ... تا وسط میدان آمده زینب ... پر شده از تن تو تمام بیابان ... جان حسین ، علی جان ...