
از حرفهای عاشقان سر در بیاور دیوانه شو ایمان به این باور بیاور عاشق شدن زیباترین حس جهان است حرفی اگر داری از این بهتر بیاور قلب شکسته بیگمان جای حسین است پس با خودت قلبی شکسته تر بیاور نام تمام نوکرانت را نوشتی حسین جان نام مرا هم آخر دفتر بیاور عصمتالله دختر معصوم سینهات مَحَبَّت تمام قلوب دختر ماه و آفتابی تو خانم دستپروردهی ربابی تو خانم متقن است این حدیث صددرصد دوست دارد حسین بیش از حد خانهای را که تو در آن هستی عشق بابا سکینه جان خانم (یا حسین، یا حسین...) مستحق نوازش عباس ذکر نامت نیایش عباس عمه سنجاق بر سرت میزد بوسه از روی معجرت میزد روسری دگر نیاز نشد گره معجر تو باز نشد شام اما نظارهات کردند ملا عام اشارهات کردند با دلی غرق درد و غم رفتی خانم بین بزم شراب هم رفتی خانم آب پیش رباب میخوردند پیش چشمت شراب میخوردند بی جهت گیسویت سپید نشد خیزران خسته شد، یزید نشد پس از حسین، کز او خوبتر تورا ندیده چهها گذشت به زنهای آفتاب ندیده به بزم باده، بجز دستهای رفته به زنجیر چهها گذشت برآن دختر شراب ندیده به خود چو قصد توسل کنی، چه منعی و سدی زدی به دامن حق چنگ و از رباب گذشتی چو بگذرند عوام از شراب محض بهشتت تورا چه رفت که از مجلس شراب گذشتی