نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آفتاب از کدوم طرف در اومده که بابام با سر اومد لبتشنه، بریده حنجر اومده، که بابام با سر اومده غریب مادر اومده، غریب مادر اومده (ازم میخواستی بابا رو دامنت بنشینم۲ میگفتی که ایشالله عروسیتو ببینم) ۲ (امشب رو خرابه مهمونی من چی بگم خودت که میدونی مثل لبات، لبام شده خونی) ۲ دشمن بسته دستامونو با طناب امون از مجلس شراب دیدم حرمله نشست جلو رباب بسه دگه چقدر عذاب تو دستی خیزرونو، تو دستی جامِ مِی بود۲ به جای تشت زر کاش سرت بالای نی بود کرب و بلا دوباره تکرار شد بس که زدن چشام دیگه تار شد گوشوارههام حراجِ بازار شد ********* سایه انداختهای از سرِ نی بر سرِ من دوست دارم ولی یک شب برسی در برِ من پیش چشم منی و دور نرفتی امّا خوش به حالش به برِ توست سرِ اصغرِ من چند وقت است نوازش نشدم میدانی؟ کاش میشد بکِشی دستِ یتیمی سرِ من بوسه و بازی و آغوش، همه پیشکِشَت۲ شد که یک بار بپرسی چه خبر دختر من؟ شد که یک بار بپرسی ز من و احوالم؟ اصلاً آیا خبرت هست چه شد معجر من؟ خبرت هست چه شد آن همه گیسوی بلند؟ خبرت هست چه آمد به سرِ پیکر من؟ هیچ میدانی از آن روز که رفتی چه قَدَر ضربهی سخت رسیده است به تنِ لاغر من؟ وا نمیگردد اگر چشم من، از سیلی نیست اثرِ شعله نشسته به پلک تَرِ من عمه تا هست همین یک دو قدم میآیم چه کنم، تاول پایم شده دردِ سرِ من غل و زنجیر برای مُچِ من سنگین است ظاهراً کج شده این ساقهی نیلوفر من خواهرت گفته تحمّل کنم، امّا بابا شده این ضجرِ لَعین مشکلِ زجرآور من تازیانه به کَفَش بود و به قدری چرخاند تا که پیچید به دور گلو و حنجر من روی زانوت مینشستم یادته دست تو بود توی دستم یادته با لبات بازی میکردی یادته لالایی برام میخوندی یادته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد