نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آروم آروم اشکام میریزه الهی که زینب فدا شه تو غریب و تنها بمونی مگه خواهرت مُرده باشه وای... داداشِ خوبم، بذار سهم کوچیکمو قربونی کنم برات شاخه گُلایی که اگه کربلا نبود، بازم میشدن فدات خواهر تو نشسته توی خیمهی قاسم و اکبر تا که روی سرَم ببینی چادر خاکی مادر وای... آروم آروم اشکام میریزه الهی که زینب فدا شه تو غریب و تنها بمونی مگه خواهرت مُرده باشه... ***** بیا ببین که دل من پاره پاره شد با شمشیر اشکشون به یه جوابی توی قرآنِ چشم تو با تفسیر اشکشون سر میذارن رُو دامن من، وقتی به گریه افتادن تا که دلت رو راضی کنم، من رو به تو قسم دادن خدا خدا کردم که این بار مَنو نبینه اون نگاهت توی دلِ خیمه نشستم گُلام اومدن توی راهت آروم آروم اشکام میریزه الهی که زینب فدا شه تو غریب و تنها بمونی مگه خواهرت مُرده باشه... حسین... ***** میونِ مِیدون غیرتی شعله میکِشه از دلهای تنگشون میبینه صحرا هنری که نشون میدن، از استادِ جنگشون میوزه عطر گریهی تو، از نوک نیزهی قاتل حاصلِ من فدای سرِت، مونده هنوز ابوفاضل دونه دونه یار از سپاهت مثل کبوتر پَر میگیره دیگه داری تنها میمونی خدا تو رو از من نگیره آروم آروم اشکام میریزه الهی که زینب فدا شه تو غریب و تنها بمونی مگه خواهرت مُرده باشه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد