
میسوزه تموم تن من، غریبم غریبم غریبم دم آخری روضهخونِ غمِ شاهِ شِیبُالخَضیبَم منم یادگار غم و درد، که از غصه لبریزِ آهم دَم آخری روضهخونم، که من راوی قتلگاهم دیدم خنجرو گذاشت، روی حنجر حسین نامرد از قَفا بُرید لبتشنه سَرِ حسین ای کاش نمیدیدم، نمیدیدم، نمیدیدم ... ***** من هیچ موقع یادم نمیره توی کربلا قحط آبو خودم توی خیمه شنیدم، صدا نالههای ربابو هنوز یادمه که لالایی میخوند با دل زار و مضطر خودم بودم اونجا و دیدم، زدن تیر به حلقوم اصغر دیدم حنجرو برید، دیدم حیرت حسین دیدم خون اصغرو، روی صورت حسین ای کاش نمیدیدم، نمیدیدم، نمیدیدم ... ***** چهار ساله بودم که رفتم با عمه منم به اسارت هنوز یادمه که به ما و به عمه میکردن جسارت هنوز یادمه خندههاشون، اَمون از یهودیِ شامی هنوز یادمه مارو بردن تو بزمِ شرابِ حرامی دیدم چوب خیزرون، میزد به لبِ حسین شنیدم من نالهیِ «یارب، یاربِ» حسین ای کاش نمیدیدم، نمیدیدم، نمیدیدم ....